کشور ما امروز در دست بزدلان است ، نه افرادی که می توانند به تنهایی عمل کنند

69


گفتگوی Lragir.am ادگار بغداساریان کارگردان فیلم است

آقای بغدساریان ، ما امروز با چه مشکلاتی روبرو هستیم؟ چقدر جامعه برای رویارویی با چالش های موجود آماده است؟

ما نه تنها آمادگی این چالش ها را نداشتیم ، بلکه هنوز نمی دانیم چه بر سرمان می آید. ما آن توانایی را نداریم ، حالا شما تصمیم بگیرید که آیا ما یک ملت هستیم یا نه. کاری که ما باید انجام می دادیم این بود که پس از پیروزی در اولین جنگ قره باغ ، که در سال 1994 آغاز شد ، این کار را انجام دهیم. من همیشه اسرائیل را مثال می زدم ، به من گفتند اسرائیل با ما مقایسه می شود. آیا می توانیم اسرائیل باشیم ، البته در 15 سال آینده می توانیم تبدیل شویم؟

اما در 30 سال گذشته جامعه همیشه آماده واگذاری زمین بوده است ، درست است؟

بله ، برای آن ، کسانی که تسلیم شدند ، کسانی که هیچ ظرافتی نداشتند ، باید کشته شوند. لازم نبود اینچ باشد ، اما نیم اینچ نبود. وقتی ضعیف و در معرض خطر هستید ، باید مجبور شوید ، اما این نمی تواند یک آموزه دولتی باشد. شما باید آنقدر قوی باشید که یک اینچ هم تسلیم نشوید ، بنابراین بروید و امروز به اسرائیل بگویید یک اینچ بدهد. آنها بیشتر از ما دشمنان بی رحم راست و چپ دارند.

چرا ارمنستان در حال حاضر استقلال ارسبیا را به رسمیت نمی شناسد یا مسئله اتحاد را حل نمی کند؟ نقش مجلس ما را در این زمینه چگونه ارزیابی می کنید؟

من اصلا نمی خواهم در مورد مجلس شورای ملی صحبت کنم. من از ابتدا با این انتخابات مخالف بودم. من فکر می کنم که شرکت در این انتخابات به نفع نیکول بود تا مشروعیت او را پیدا کند و بلایی که او برای ما ایجاد کرد. و آنها این کار را کردند ، مخالفان رفتند و به زیبایی در مجلس نشستند. و کسانی که آن مخالفت را ترک کردند ، برده و در قلعه ها قرار دادند. آنها در مجلس هستند ، در دژها هستند. حالا در مورد اخلاق صحبت کنید.

من فکر می کنم ارمنستان در حال حاضر دارای حاکمیت نیست ، ما با اقدامات انجام شده توسط این دولت ، حاکمیت خود را از دست داده ایم. امروز پارلمان ثابت می کند که ما نه تنها از نظر سیاسی ، بلکه از ملتی که در دولت سازی ناتوان است ، نادان هستیم ، که امروزه 29 هزار متر مربع مساحت دارد. اگر شما حاکمیت ندارید ، اگر امنیت شما کاملاً به یک نقطه بستگی دارد ، مسکو ، ما کی هستیم ، آیا ما تابع هستیم یا نه؟

مقامات نظریه “دوران صلح آمیز” را مطرح کرده اند. در شرایط فعلی تا چه حد می توان این کار را انجام داد؟

جایی که آنها توانستند آنچه را که ارائه کردند بیاورند ، فاجعه آن را به خوبی درک می کنند. آنها فقط نمی توانند متوقف شوند زیرا ترسو هستند. کشور ما امروز در دست بزدلان است ، نه افرادی که قادر به برداشتن گامی مستقل هستند. هیچ چیز موذیانه تر و خطرناکتر از یک انسان ترسو نیست.

برای برون رفت از شرایط چه باید کرد؟

من می توانم به شما بگویم چه کارهایی را نباید انجام دهید. قبل از هر چیز اجازه دهید بگویم که ما تحت چنین دولتی نمی توانیم کاری انجام دهیم. تنها شانس برای آن ایجاد تغییر است. ماه ها قبل ، من از آنها خواستم که یکی را از شما بگیرند ، او را تعیین کنند ، او را از آنجا بیرون کنند ، این یک ننگ است ، یک توهین ملی است. شخصی که باخت و در حذفی است نمی تواند دوباره بایستد و بگوید من در حال مذاکره هستم. در تاریخ چنین موردی وجود ندارد. آن شخص ناتوان است ، هر چقدر هم که بخواهد به تعطیلات برود ، به Արցախ نرود ، هر چقدر هم که بخواهد بودجه همه ساختارها را از فرهنگ شروع کند تا به پلیس بدهد. ما در حال تبدیل شدن به یک دولت پلیس هستیم. من دو سال پیش گفتم ، چنین دیکتاتوری وجود ندارد ، شما به ظالم ترین دیکتاتورها جلال خواهید داد. آنها سیستم پلیس را تقویت می کنند ، هیچ راه دیگری برای زنده ماندن ندارند. نه برای زندگی عادی ، بلکه برای زنده ماندن. اما آنها باید درک کنند که تنها زندگی آنها نیست که سه کوپک ارزش ندارد ، اینجا کشوری وجود دارد ، ایالتی وجود دارد. ما فرزندان داریم ، ما باید ضمانت های امنیتی داشته باشیم ، ما نمی خواهیم به خواسته های آنها برویم. اصلا برایم مهم نیست که آنها زنده بمانند. آنچه برای من اهمیت دارد وضعیت من است ، ماندن یا نبودن آن. شما باید افتخار داشته باشید ، او را رها کنید ، من نمی گویم آشفتگی ایجاد کنید.

در برابر پس زمینه آخرین تحولات ، شما مقاله قانون اساسی را در شبکه اجتماعی نقل کردید که بر اساس آن “مسائل مربوط به تغییر قلمرو جمهوری ارمنستان از طریق همه پرسی حل می شود”. اخیراً صحبت های زیادی درباره توافقاتی که با دشمن پشت سر مردم انجام می شود ، انجام می شود.

امروز در کشور ما یک دیکتاتوری مطلق وجود دارد ، یک نفر در مورد همه چیز مربوط به روابط بین الملل تصمیم می گیرد ، یا وعده های داده شده در سند 9 نوامبر را اجرا می کند. اکنون او متوجه شده است که وعده های بیشتری داده است ، اما آنها از شمال می خواهند که به او بگویند این کار را انجام دهد. و اکنون ، به زبان محلی ، “عصا” شروع شده است. شما در Juggzwang هستید ، صلح طلبان شطرنج می دانند که چیست ، هر مرحله به شکست منجر می شود. شخص شکست خورده باید برود ، این یک قانون طبیعت است. من هرگز تا این حد ناامید نشده ام.

شاید نیروهای جدید بتوانند کشور را از طریق تجمیع از این وضعیت خارج کنند؟

البته آنها می توانند. نیروهای جدید تنها مشکل نیکول نیستند ، آنها 30 سال است که همه کارها را انجام داده اند ، همه نیروهای سیاسی را با چشم انداز خراب کرده اند ، “گرفته اند” ، به همین دلیل است که زمینه سیاسی ما بهم ریخته است. ناگفته نماند که عده ای با حروف قزاقستانی حزب تشکیل داده اند. این میدان سیاسی ما بوده است ، ما نادان سیاسی هم نیستیم ، ما یک نادان سیاسی هستیم. ما یک کتاب درسی باز در مورد چگونگی انجام ندادن آن هستیم ، آنها می توانند آن را به کمبریج و آکسفورد ببرند تا نشان دهند چگونه ارامنه دولت را ویران می کنند. در 30 سال گذشته ، هرکس به هر مقامی رسید ، 99 درصد فقط برای بلعیدن آن آمده بودند ، خواه در زمینه فرهنگ ، علم یا چیز دیگری. امروز یک معلم دوباره به جرم رشوه بازداشت شده است. ما هیچ ارزشی جز پول نداریم ، چنین ملتی هیچ آینده ای ندارند ، هیچ دولتی ندارند ، در سیستم ارزشی ما چیزی جز پول وجود ندارد. ما با فریب دادن ، خواندن “وطن من” زندگی می کنیم. برویم آن را به ترک بدهیم ، سپس در مورد آن گریه می کنیم و می خوانیم. ایگدیر من ، موش من ، ساسون من ․․․ من صدبار گفته ام ، استفاده از چنین نام هایی را در رستوران ها و مجتمع های هتلداری ممنوع کنید. این همه تقلید خانه ما را خراب کرد و امروز نیز ادامه دارد ، این همان چیزی است که شما تلویزیون را روشن می کنید و می بینید که این افراد دوباره مات و مبهوت می شوند. ما نه تنها برای قرن 21 آماده نیستیم ، بلکه برای قرن 19 آماده نیستیم. 30 سال نیست ، ما 150 سال عقب هستیم ، ما با روانشناسی قبیله ای هستیم.

پسران کشته شده در آرتساخ ، 60 درصد آنها برای اولین بار در ارسبیا بودند. تصور کنید ما چه جنایتکاری هستیم. ما به عنوان یک ملت یک جنایتکار هستیم ، یعنی ما نتوانستیم آرتساچ را به آنها تبدیل کنیم ، به طوری که آن کودکان احساس کنند در خانه خود هستند. برنامه های فرهنگی برای ایجاد یک دولت مختلط باید انجام می شد. ما این کار را نکردیم ، اما به محض این که عکس آمد ، آن را به آنجا می فرستیم. حتی امروزه هم everything کارها برای حذف کامل این گفتمان سیاسی انجام می شود. اما آنها سر خود را روی دیوار می گذارند ، آنها بسیار کوچک هستند.

در شرایط داشتن چنین دشمنی ، وقتی دشمن شما تا دندان مسلح است ، آنها زبان ارمنی را یاد می گیرند ، ما غارت و غارت می کنیم. در سرقت ، آنها الماس را روی یک زن گذاشتند ، قصرها و ماشین ها ریختند ، در دبی پولشویی کردند. تنها راه حل این امر بازگرداندن موقت مجازات اعدام و مجازات شدید است. ما مجازات نمی کنیم ، ما گم شده ایم. افسران که ژنرال ها را با قسمت های جنگ ترک کردند امروز محاکمه می شوند ، این میمون است.





Source link