فرزندان دو زن فوت شده بر اثر کرونا از درمانگاه شما ناراضی هستند

63

فرزندان دو زن که با تشخیص کووید در بیمارستان جان خود را از دست دادند، خواستار اطلاع از نحوه مصرف بودجه دولتی بخش کووید مرکز پزشکی «ارمنستان» از مراجع مربوطه شدند. آنها همچنین از برخورد کادر پزشکی گلایه دارند.

این بیمارستان با ادعای اینکه بیماران را مداوا کرده اند، درخواست می کند که به نیروی انتظامی مراجعه کنند و ادعای بستگان متوفیان را ساختگی دانسته است. مادر آنی داربینیان دچار مشکلات قلبی و عروقی بود که حدود 4 ماه پیش با مثبت شدن آزمایش به بخش یاروی مرکز درمانی “ارمنستان” منتقل شد. اگرچه درمان و غذای ارائه شده در ارمنستان رایگان است، اما دختر زنی 56 ساله فوت شده همچنان مدعی است که علاوه بر داروهای مورد نیاز برای بیماری های مزمن مادرش، مرتباً داروی گران قیمت، دماسنج و سایر موارد بهداشتی را مطالبه می کنند. موارد.

«چند روز بعد از ما داروی گاو را خواستند، روزی چند بار، فکر می‌کنم اقلام 10 هزار درام بود، به علاوه خون را رقیق می‌کرد. خیلی وقت بود مصرف می کردیم تا اینکه یک روز گفتند بالاخره از آن داروها گرفته اند، بعد دیگر نگرفتند، دوباره مصرف می کردیم، یکی برای خودمان و یکی برای آنها. حتی وسایل بهداشتی را هم ندادند، دماسنج را گرفتیم. چیزی نیست که داشتیم می بردیم لااقل به محل می رسید چون ساعت 12 داشتیم غذای مادرم را می گرفتیم، چند بار حدود ساعت 3 زنگ زده بود و گفته بود گرسنه ام. کی غذای من را می آوری؟» از آن گرفتیم. آنی داربینیان گفت: قبل از اینکه تماس بگیریم غذا کافی نبود.

دختر مدعی است که پزشکان مادر با در نظر گرفتن مشکلات سلامتی وی، واکسیناسیون را توصیه نکرده اند. می گوید درمانگاه شماست، نتوانستند وارد شوند، اما وقتی به سختی توانستند با مادرش صحبت کنند، مادرش گفت که درمانش به تعویق افتاده، سکته قلبی کرده است، اما متخصص قلب او را معاینه نکرده است، ناراحت بود.بدون توجه به استرس، فردی با مشکلات روانی در همان اتاق با او بستری شد که رفتار کاملاً پرخاشگرانه از خود نشان داد.

وی ادامه داد: به حق خود، آن بیمار از درمان کووید خودداری کرد، اما نتوانستند آن بیمار را ترخیص کنند، به همین دلیل در کنار مادرش بود که مبتلا به کووید بود و شب ها کاملاً پرخاشگر بود، دارو تزریق می کرد، بیمار را می بست. و او را نزد بیمار قلبی عروقی آوردند. داربینیان گفت: «مادر من بدتر و بدتر می شد، به طوری که او را به بخش مراقبت های ویژه منتقل کردند.

دختر می گوید پدر و مادر با پاهای متورم، زخم در تمام بدن و مشکل در تنفس از بیمارستان مرخص شدند. به گفته آنی داربینیان، مادرش از پزشک معالج آموزش پزشکی دریافت کرده که روزهای زندگی او به شماره افتاده است. “به روشی بسیار گستاخانه، بدون در نظر گرفتن اخلاق پزشکی، به مادرم گفته شد که “تو کاملا آلوده هستی” و زنگ زدند که او در حال مرگ است.”

حال این زن 56 ساله در خانه بدتر شد و به بیمارستان دیگری منتقل شد و در آنجا بر اثر سکته قلبی درگذشت. آنی می گوید که به مدیریت بیمارستان مراجعه نکرده، به نیروی انتظامی مراجعه نکرده است، چون بیمارستان تعطیل است، مدرکی جز آنچه مادرش به او گفته است، ندارد.

آنی مارگریان مدعی است که با مادرش نیز در همان بیمارستان رفتار غیرانسانی صورت گرفته است. گفت نیمه شب مادر اکسیژن گیر را به کلینیک دیگری بردند، گفت که آنجا تجهیزات مناسبی وجود دارد، آنها بخش شما در مرکز ام سی “ارمنستان” هستند.

“ساعت دو مادرم مرا بیدار کرد، گفتند حرکت می کنیم، ساعت 2 درب بیمارستان التماس می کردم، از او خواستم اجازه دهد برای کمک به مادرم وارد شوم. در طول شب. برگشتیم حزب جمهوری و به آن دکتر گفتم اگر جایی نیست، اگر مطمئن نیستی جایی هست، چرا هدایتش کردی؟

آنی می گوید که گرفتن اطلاعات در مورد پدر و مادر مشکل بزرگی بود، آنها به ندرت با شماره تلفن تماس پاسخ می دادند، نمی توانستند دکتر پیدا کنند. این مادر در طول جنگ 44 روزه در بیمارستان بستری بود، او می گوید، هیچ واکسنی برای محافظت از مادرش حداقل بعد از 70 سالگی وجود نداشت. به گفته دختر، غذای مادر را نیز به بیمارستان برده اند، اما هیچکس در بیمارستان برای غذا دادن به بیمار برنگشت.

مادر گفت بعد از غذا نخوردن شروع به لرزیدن کرده است. اقوام همیشه یک جواب دریافت کرده اند. “وضعیت در ارمنستان سخت است. به موازات جنگ، موج بزرگی از بزدلی در راه است. با درک به پزشکان نزدیک شوید، آنها به آخر نمی رسند.”

هاروتین داوتیان، معاون درمان مرکز پزشکی ارمنستان، گفت که روزهای پرباری وجود داشت، شاید در آن زمان دماسنج وجود نداشت، اما آنها دوباره صبح آن را دریافت کردند. او اصرار کرد به نیروی انتظامی مراجعه کند، ناراحت بود، چرا آن را طوری توصیف می کنند که انگار پدر و مادرشان در اردوگاه کار اجباری هستند؟

«دروغ می‌گویند، از روز اول تا روز آخر، غذا در تمام موسسات پزشکی که شما تحت درمان بودید، متمرکز شده بود. برای گرسنگی و تشنه ماندن باید هر روز از خانه نان می آوردند، باید دماسنج و دارو از خانه می آوردند، پزشکان نیامدند، دوباره به مجلس می آمدند. من نمی فهمم، من واقعا عصبانی هستم. داوتیان گفت: “من به بستگان درگذشتگان تسلیت می گویم. چطور شد که ما فوت را ثبت نکردیم اما آنها از ما شکایت می کنند.”

آنی مارگریان جایگاه همکار قبلی ما را دارد. او گفت که چون مدرکی ندارند نمی توانند به نیروی انتظامی مراجعه کنند و مادر هم زنده نیست که بگوید چه دیده و چه احساس کرده است.



Source link