بیایید آرام باشیم. در این لحظه شیپور جنگ داخلی و خارجی به صدا در می آید

24


سالوادور دالی. «پیش‌بینی جنگ داخلی»

در سال 2021 در ژانویه، من در یک محفل سیاسی تاکید کردم که در آینده نزدیک، روسیه یک تاجر بزرگ ارمنی الاصل را به اینجا خواهد فرستاد. من نام سه نفر احتمالی را آوردم، از جمله نام روبن واردانیان به احتمال زیاد. خوشبختانه یکی از سیاستمداران دوست من که در آن جلسه غیرعلنی حضور داشت فراموش نکرد و اخیراً در گفتگوی خصوصی به من یادآوری کرد.

وقتی تاریخ را نسازی، تکرار می شود. روسها دقیقاً همین کار را در سال 1921 انجام دادند. لطفاً آنچه را که من می گویم در زمان و شخصیت ما مطرح کنید، هر چند که خواهم کرد.

و همینطور. زمانی که در سال 1920 در 2 دسامبر، درون طی قراردادی با بوریس لگراند، ارمنستان را به روس ها سپرد، 6 ارمنی، 5 نفر از قره باغ و 1 نفر از زنگزور که ارتش سرخ را به ارمنستان رهبری می کردند و ایروان را تصرف کردند، به قدرت رسیدند. به اصطلاح کمیته اجرایی ارمنستان در باکو تشکیل شد (حتی می توانید آن را با تشنج هایی که امروز در استپانکرت اتفاق می افتد اشتباه بگیرید) ، ارتش روسیه از طرف روستای نیکولنتس از کاروانسارا وارد خاک ارمنستان شناخته شده بین المللی شد. ایجوان). از آنجا بود، قبل از تصرف ایروان، در 30 نوامبر، تلگرافی به لنین فرستاده شد که ارمنستان دیگر شوروی نیست.

اما از آنجایی که این اولین انقلابیون بیش از حد به ایدئولوژی خود، انقلاب سوسیالیستی جهانی، وسواس داشتند، مانند آنچه اکنون فلات ارمنستان را آناتولی شرقی می نامند یا با آرزوی ناظر بر جمهوری 29.8 هزار نفری، از حد خود فراتر رفتند و بلافاصله زندان ها را پر کردند. با صدها قهرمانی چون نیکول اقبالیان و همازاسپ. بی سر و صدا به روسیه کمونیستی و سپس به غرب رسید. در اینجا، کنفدراسیون‌هایی که جان سالم به در بردند، قیام کردند و حتی ارمنستان را که شوروی شده بود، دست‌کم از مشارکت رسمی در توافق‌نامه‌های جاری روسیه و ترکیه در مسکو محروم کردند. به عبارت دیگر، توافق پوتین-علیف-پاشینیان نبود، بلکه توافق پوتین-علی اف بود. و نقشه امروز ما ترسیم شد.

و زمانی که روس ها و ترک ها نقشه ارمنستان امروز را بدون مشارکت حتی یک ارمنی بلشویک ترسیم کردند، روس ها دوباره ایروان را گرفتند. در آن زمان بود که روسها تصمیم گرفتند یک ارمنی برجسته را به ارمنستان بفرستند که حداقل تا حدی مورد قبول ارامنه ای باشد که هم از کنفدراسیون ها و هم از بلشویک ها ناامید شده بودند. به عبارت دیگر، مور، کمیته اجرایی، کار خود را انجام داده بود و دیگر نیازی به آن نبود (سپس روس ها آن شش مور را کشتند، به جز یکی که موفق شد زودتر بمیرد، در هوا و زمین).

در اینجا ، لطفاً توجه همه را جلب کنید – زمانها در سراسر روسیه و قفقاز زمان جنگ بود ، یعنی تجسم زمان ، قهرمان فقط می توانست یک شخصیت نظامی باشد. و روسها الکساندر میاسنیکیان، فرمانده جبهه جنگ داخلی بلاروس و اولین رهبر بلاروس را جستجو کردند و پیدا کردند. در زمان تزار ، میاسنیکیان به حق یک ارمنی میهن پرست و توسعه یافته به حساب می آمد ، او سالنامه “بهار” را با واهان تریان و غیره چاپ کرد. و زمان حال ما اقتصادی محسوب می شود که تجسم قهرمان آن صاحب پول است. این دلیلی بود که هر کسی که با تبر روسی و تفکر بدوی آشنا بود می توانست حدس بزند که او به عنوان یک شخصیت اقتصادی کار خواهد کرد. کارت های کاراپتیان های مختلف و مالیشکتسو ضربه خورد (تا حدی به لطف سرژ سرکیسیان) و روبن واردانیان، مانند الکساندر میاسنیکیان، به حق یک ارمنی میهن پرست به حساب می آمد. من خودم مجذوب دو برند او بودم و هنوز هم هستم، پروژه‌های «آرورا» و «مدرسه دیلیجانی»، خواهرش آهنگ‌هایی می‌نویسد و اجرا می‌کند که فقط مختص یک ارمنی با منشأ ملی و معنوی است. به عبارت دیگر عقل سلیم روسی میاسنیکیان مدرن را یافته است.

ممکن است این سوال پیش بیاید که چرا روس ها فورا او را به ارمنستان نفرستادند، بلکه سعی می کنند او را از پشت در بیاورند و راه را طولانی تر کنند. در اینجا، با پیش بینی حملات فرقه گرایان تندرو سیاسی ارمنی، باز هم باید بگویم که باید به نیکول پاشینیان قدردانی کنم که زندان ها را پر نکرد و آغبالیان ها و همازاسپ های امروزی را (هرچند من آنها را ندیدم) حتی بعد از NA تبر نکرد. انتقام‌جویی‌های رئیس مجلس و خرابکاری‌های انجام شده در ساختمان NA، به این ترتیب گرجی‌های امروزی را از امکان شروع قیام از گارنی محروم کرد و کشور را در گردابی از درگیری‌های داخلی انداخت که طی آن نقشه‌های ارمنستان و آرتساخ دوباره بدون حضور حتی آخرین نماینده ارمنستان. علاوه بر این، ارتش سرخ به طور موقت از فرصت اشغال رسمی ایروان محروم شد، زمانی که ارمنستان، حداقل در حال حاضر، ایده برگزاری رزمایش نظامی CSTO در خاک ما را کنار گذاشت.

یک انحراف کوچک اما نه بی اهمیت در اینجا. در آغاز ماه مه 2018، هنگامی که با شانت هاروتونیان که به ناحق زندانی شده بود، تماس تلفنی داشتم، او پرسید: “رفیق جریان چیه؟ اطلاعات کامل از اینجا غیر ممکنه.” من جواب دادم “هیچ چیز غیرعادی اتفاق نمی افتد. باز هم ارتش سرخ وارد ارمنستان شد و باز هم از سمت ایجوان»… هم تلفن آقای هاروتونیان و هم تلفن من مدام جواب می دادند حتی در زمان شوروی. بنابراین، کسانی که می خواهند بررسی کنند می توانند با KGB محلی خود چک کنند…

روبن واردانیان البته در سال 2021. سعی کرد در انتخابات NA و سپس در انتخابات خودگردان محلی وارد ارمنستان شود، اما دولت جدید شکارچیان جوان پس از اخراج آدم از آنجا، درهای بهشت ​​را مانند یهوه خشمگین محکم بسته بود. روس ها ورودی دیگری پیدا کردند: آرتساخ. و حال سوال این است که آیا از نظر منافع ملی ما بهتر است یا بدتر؟ به نظر من تنها ملاک باید منافع ملی باشد.

فقط کسانی که ذهن سطحی دارند می توانند فکر کنند که کسی در کشوری مانند روسیه می تواند بدون همکاری نزدیک با برخی ساختارها ثروتمند شود. در چنین شرایط وخیم، رد شدن ممکن بر اساس آن سوء ظن یا حتی اعتقاد، یک ماجراجویی خواهد بود. مثل اینکه در آن زمان الکساندر میاسنیکیان را رد کردیم. اولاً، امتناع ما یک پنی ارزش نداشت، ثانیاً، قدرت آنها به حدی بود که میاسنیکیان را با یک نفر وحشتناک تر، مثلاً آویس، موغدوسو یا هر یک از ایوانی و باگیروف، جایگزین می کردند. و آنها آن را چنان ماهرانه بیان می کردند که ما فکر می کردیم آن را به مخالفت با مسکو گذاشته ایم. در 30 سال گذشته چنین بوده است.

به عبارت دیگر، متانت در این لحظه بسیار سخت ضروری است. بنابراین، من از رویکرد روبن واردانیان مبنی بر حذف انتخابات جدید در آرتساخ استقبال می کنم. انتخاب جدید بدترین گزینه و از سرگیری جنگ خواهد بود. و جای تردید نیست که روس ها به دنبال آن خواهند رفت. بالاخره همین روس ها هر روز با خوشحالی در تمام شبکه های تلویزیونی خود نشان می دهند که چند اوکراینی را کشته اند، برادران خونشان. آن وقت با ما که سنگی بر سر راه آرزوی دیرینه آنها 200 سال بوده ایم، چگونه رفتار خواهند کرد؟ روسیه آنقدر ضعیف است که اگر بخواهد نمی تواند برای مردم ارمنی کار خوبی انجام دهد، اما پتانسیل بد و بدتر را دارد. در اینجا مواردی که باید از آن اجتناب کنید و چه امکاناتی وجود دارد آورده شده است.

و یک چیز مهم دیگر. میاسنیکیان که در نزدیکی مجسمه او رسوایی اول مارس ما رخ داد (باز هم از سرژ سرکیسیان بخاطر نامگذاری آن میدان خون به نام مسکو) هر چقدر هم که ارمنی خوبی بود، این دولت او بود که معاهده روسیه و ترکیه را در قارص تصویب کرد. که صد سال است حلقه ای بر گردن میهن ماست. نمی‌دانم آیا روبن واردانیان، یک مدیر اقتصادی خوب، می‌داند که مدیریت سیاسی تفاوت‌های ظریف کمی دارد و می‌توان از او یک بخش جدید میاسنیکی و نفرین آسمانی ساخت. حتی اگر او این را نداند، حداقل باید بداند که پس از امضای معاهده قارص و وارد کردن ارمنستان به اتحادیه بین‌فدراسیون، میاسنیکیان به همراه کل رهبری ارمنستان شوروی به سادگی قربانی یک سانحه هوایی شد. عاشقان روسی-کمونیست او را دوست دارند.

مایکل هیراپتیان





Source link