عملیات کریدور لاچین ترکیبی چندجانبه است که توسط روسیه و ترکیه انجام شده است. آنچه برنامه ریزی شده است

16


گفتگوی Lragir.am سارو سارویان کارشناس علوم سیاسی است

آقای سارویا بیش از یک ماه است که کریدور بردزور بسته شده است، اقدامات طرف روسی در این مدت چه چیزی را ثابت کرد؟

به طور کلی، این ادامه اقدامات روسیه و ترکیه در سال های گذشته است. این ادامه به معنای نابودی منافع ارمنستان و برتری منافع ترکیه است. در مجموع هدف از بین بردن تمام منافع ارمنستان در این منطقه وجود دارد. این یک طرح ترکیه است و روسیه طبیعتا باید آن را اجرا کند، زیرا سود سهام خود را در جاهای کاملا متفاوت دریافت می کند. اتفاقی که بیش از یک ماه است در کریدور لاچین رخ می دهد، حادثه دیگری است و نه تنها به آرتساخ، بلکه به ارمنستان نیز مربوط می شود. اولاً هدف از این اقدامات حل مسئله «کریدور زنگزور» است، اما به سیونیک و مسائل دیگر هم مربوط می شود. وقتی من از خنثی کردن کامل منافع ارمنستان توسط ترکیه صحبت می کنم، پایانی برای آن وجود ندارد. آخرش این است که اصلاً نمی‌توان علاقه‌ای داشت، می‌توان نوعی رزرو در اینجا وجود داشت، اما بدون هیچ مولفه سیاسی. برای اینکه امید کامل داشته باشند که هرگز مشکل ارث یا حقوقی پیش نخواهد آمد، حتی ممکن است آن رزرو را رعایت نکنند. این منافع به جایگاه و نقش این دولت در منطقه اشاره دارد. نقطه کلیدی آن جایگاه و نقش، سیونیک و ارتباط با ایران است. منطقه ای نیست، بلکه ژئوپلیتیکی است. و از نظر ژئوپلیتیک، صاحب حق رسمی آن جمهوری ارمنستان و منافع ارمنستان است. حتی امروز نیز جمهوری ارمنستان در چنان وابستگی استعماری به روسیه است که در واقع امروز در دست روسیه است. اما به طور رسمی و همیشه مالک واقعی آن ارمنستان است و این وضعیتی که وجود دارد تضمینی نیست که جمهوری ارمنستان مالک رسمی آن قرص ژئوپلیتیک سیاسی، اقتصادی و حمل و نقلی نخواهد بود. بنابراین اولین مشکل ترکیه این است که این قرص باید در دستانش باشد. جهان ترک را کامل می کند و ارتباط بین تمدن های هند و اروپایی را خنثی می کند. البته موضوع کریدور لاچین تنها به این معضل جهانی مربوط نمی شود، بلکه به نابودی جمهوری قره باغ و پاکسازی قومی نیز اشاره دارد. به عبارت دیگر، عملیات کریدور لاچین ترکیبی چند شاخه ای است که توسط روسیه و ترکیه اجرا می شود.

مقامات ارمنستان اعلام می کنند که مقامات آرتساخ باید مذاکره کنند. این سیاست را در شرایط فعلی چگونه تفسیر می کنید؟

وقتی نخست وزیر چنین بیانیه ای می کند، درک آنچه در زیر آن می بیند بسیار مهم است. بی جهت نیست که نیکول پاشینیان در تمام ارجاعات خود هرگز «جمهوری قره باغ کوهستانی» را نمی گوید. به عبارت دیگر چنین مقامی را از ذهن خود حذف کرده است. علاوه بر این، فراموش نکنیم که وضعیت یک جمهوری لزوماً وضعیت یک کشور مستقل نیست. امروزه بسیاری از موضوعات فدراسیون روسیه دارای وضعیت یک جمهوری هستند. وقتی نیکول پاشینیان کلمه جمهوری را نمی گوید، حتی چنین ذهنیتی را نمی بیند. و بی جهت نیست که تمام معنای گفته های او این است که خواسته های باکو را باید پذیرفت. مفهوم او این نیست که درگیری وجود داشته باشد و یک طرف آن مناقشه آذربایجان است و طرف دیگر جمهوری قره باغ کوهستانی است که باید کنار هم بنشیند و مذاکره کند، اما طبق تز او، کشور آذربایجان وجود دارد. و در آن ایالت برخی از ارامنه مشکلاتی دارند، باید مسائل خود را با مرکز حل و فصل کنند. بنابراین، روشن کردن آنچه که او به این واقعیت می‌بیند که ارامنه آرتساخ باید پشت میز مذاکره بنشینند، بسیار مهم است. اینکه در چه روزی نیکول پاشینیان درباره جمهوری قره باغ کوهستانی و آذربایجان به عنوان دو طرف درگیری صحبت خواهد کرد، بحث دیگری است. طرف دیگر سوال این است: بینش سیاسی او در ماه‌های اخیر به جایی رسیده است که قبلاً پاسخ این سؤال را داده است که جمهوری ارمنستان چیست، آرتساخ چیست، ارمنیان آرتساخ، آخرین بار چه بوده است. درگیری 30 ساله و به خودی خود، آن قطعنامه تعریف می کرد که جمهوری ارمنستان فقط 29800 کیلومتر مربع مساحت است، آرتساخ نمی تواند یک موضوع مستقل باشد زیرا بخشی از ارمنستان نیست و ارمنستان نباید از پتانسیل نظامی، اقتصادی و غیره خود استفاده کند. ذهنیت آرتساخ. . او قبلاً فرموله کرده است که اگر چنین است، پس ارمنی‌های آرتساخ باید برای بقای خود با باکو زبان بیابند، ارمنستان نباید به خواسته‌ها و منافع سیاسی آرتساخ، ارمنی‌های آرتساخ نگاه کند. و در آنجا RA باید بتواند آینده خود را در همسایگی ترکیه و آذربایجان ببیند. تمام این اتفاقات در یک سال گذشته جلوی چشمان ما افتاد. حتی در انتخابات فوق العاده 2021 که برنامه حزب خود را می نوشتند، اصلاً این ایده ها را نداشتند. او در این ماه های آخر سعی کرد خلأ دانش و ناآگاهی خود را پر کند و بر اساس شرایط ایجاد شده ای که اکنون RA و ارامنه در آن قرار دارند به چنین راه حل هایی رسید. او به این روش های ساده رسید که شامل مبارزه و مقاومت نمی شود. این فقط به معنای حفظ قدرت خود در یک منطقه است تا کسی نتواند این قدرت را لمس کند. و برای گیر نکردن، فرض بر این است که تمام خواسته های همسایگان و دنیای خارج باید برآورده شود. و در نتیجه این رضایت، حدی وجود خواهد داشت که وجود چنین حکومتی را تحمل می کند. از آن نقطه نظر، این درک وجود دارد که این واحد باید تنها 29800 کیلومتر مربع باشد. و تاكيداتي نيز از سوي مديريت فعلي RA شده است.

چه اتفاقاتی ممکن است رخ دهد، چه باید کرد؟

این وضعیتی که توضیح دادیم ربطی به فرآیندهای در حال وقوع در دنیا ندارد. این فقط نتیجه تفکر افراد با طرز فکر محدود است که اهرم های دولتی ارمنستان را در دست دارند. جهان در آرایشی کاملاً متفاوت است، در تضاد است. علاوه بر این، این یک درگیری در مقیاس جهانی است. و این درگیری نه با ابزارهای سیاسی یا دیپلماتیک، بلکه با ابزارهای نظامی جان می گیرد. آنچه عرض کردم فقط حوزه روابط یک طرف دنیاست. اما میدان دیگر از عهده چنین تعادلی بر نمی آید و تعادل ایجاد شده فرآیند تخریب است. اقدامات اصلی روند تخریب این موازنه در دو جهت است: یکی در قفقاز جنوبی، دیگری در منطقه دریای سیاه، به طور خاص، در مرز روسیه و اوکراین. آن موازنه ای که بین ترکیه و روسیه برقرار شد و بار ایدئولوژیک خاصی دارد و وظیفه دارد جهان ترک و روسیه را به هم نزدیک کند و از شرق در مقابل چین و از سوی دیگر در مقابل جهان غرب مقاومت کند. این امر به معنای خنثی سازی مناطق و منافعی است که مانع نزدیکی ترکیه و روسیه است. بنابراین، روند ایجاد توازن مورد توافق دوجانبه بین این دو قدرت در قفقاز جنوبی و آرتساخ آغاز شد. و اکنون شاهد ادامه آن هستیم. اینطور نیست که ادامه نداشته باشد، امسال امکان تشکیل کانون سوم نظامی وجود دارد که شاید از قبل مربوط به ایران باشد. بنابراین این فرآیندها متوقف نخواهد شد و ما باید از این منظر به دنیا نگاه کنیم.

ما از یک سو روند چنین تحولاتی را در جهان داریم و از سوی دیگر دولت ارمنستان که تلاش می کند ارمنستان را نوعی رزرو در جهان روسیه و ترکیه بداند که باید به نوعی خود را حفظ کند. وجود داشتن. تنها مکانیسم برای حفظ آن وجود، برآوردن تمام الزامات است. به عبارت دیگر، مکانیسم دقیقاً به این صورت است: هرچه بیشتر برنامه‌های آنها را بدون هیچ مانعی محقق کنیم، بیشتر متقاعد می‌شوند که ما تهدیدی نیستیم و شاید ما را نابود نکنند. عیب تفکر آن مردم این است که نمی‌فهمند که هرگز نمی‌توان به این گونه به رحمت وحش رسید. مشکل جانور ویران کردن، از بین بردن، رها نکردن طعمه است.





Source link