روسیه برخلاف سایر کشورهای حامی آذربایجان، به تمامی مفاد بیانیه نهایی رای منفی داد

18


گفتگوی Lragir.am داویت کارابکیان، مدرس و تحلیلگر دانشگاه دولتی آرتساخ است.

آقای کارابکیان، شما وضعیت فعلی را مطرح کردیدباید از بیانیه ننگین 9 نوامبر 2020 به عنوان مبنایی برای حل و فصل مناقشه صرف نظر کرد. چه مکانیزم هایی برای این کار می بینید؟

سند 9 نوامبر برخلاف پروتکل معروف بیشکک و سند مه 1994، تعادل نظامی-سیاسی را که صلح پایدار را تضمین می کرد، زیر پا گذاشت. حتی به گفته منابع طرفدار علی اف، امضای این اسناد به عنوان توازن توصیف می شود. سند 9 نوامبر که به ارمنستان تحمیل شد و در شرایطی ظاهر شد که ترکیه اجازه شرکت در عملیات نظامی علیه آرتساخ را داشت، تعادل نظامی-سیاسی را نقض کرد. امروز آذربایجان در قالب ترکیه در منطقه نقش فعالی داشته است. و طرف متجاوز آشکار ترکیه است، یعنی به جای مکانیسم بین المللی حل و فصل مناقشه، بین المللی شدن منازعه را گرفتیم که بسیار خطرناک است. دوم اینکه در سال 1994 یک قالب سه جانبه شکل گرفت که برگرفته از 4 قطعنامه سال 1993 سازمان ملل بود. در تاریخ 4 تا 6 دسامبر 1994، سندی که در اجلاس سران سازمان امنیت و همکاری اروپا در بوداپست به تصویب رسید، بیان داشت که با تدوین این مفاد، با کمک سیاسی شورای امنیت، طرفین به آتش بس دست یافتند. این قالب سه جانبه نقض شد و ترکیه به یک طرف درگیری تبدیل شد. اعلامیه شوشی به طور غیرمستقیم ثابت می کند که ترکیه بلافاصله در عملیات نظامی شرکت کرده است. سوال اینجاست که بیانیه 18 آبان در این زمینه چقدر قابل قبول است؟ بالاخره آنها دو چیز مهم را زیر پا می گذارند: منشور سازمان ملل و تصمیمات اجلاس بوداپست. کارشناسان آذربایجانی می گویند ما سند 9 نوامبر را امضا نکردیم. اگر ارمنستان و روسیه امضا کردند و ارمنستان تحت فشار امضا کردند، این سوال مطرح می شود که روسیه میانجی منافع چه کسی است. و اینجا یک وضعیت ناعادلانه است، در واقع معلوم می شود که آذربایجان گمانه زنی می کند و اکثر مفاد سند 9 نوامبر را به نفع خود تفسیر می کند، اما در عین حال از آن سند چشم پوشی می کند. آیا می تواند مبنای حقوقی یا سیاسی برای اصلاح وضعیت منطقه یا برای حل بیشتر مناقشه باشد؟

اقدامات و اظهارات طرف روسی چه چیزی را نشان می دهد؟

روسیه و آذربایجان به وظایف خود عمل نمی کنند. اظهارات لاوروف به طور مستقیم یا غیرمستقیم حاکی از آن است که محاصره کریدور لاچین، اگر نه با مشارکت فعال، حداقل با آگاهی روسیه صورت گرفته است. و این را به طور مستقیم یا غیرمستقیم رای نمایندگان روسیه در شورای امنیت سازمان ملل متحد نشان می دهد، جایی که روسیه برخلاف سایر کشورهای حامی آذربایجان، به تمام مفاد بیانیه نهایی رای منفی داد. ضمناً آذربایجان از روسیه تشکر ویژه کرد. همچنین شاهد واکنش طرف روسی به بحث های انجام شده در پارلمان اروپا و شورای اروپا بودیم. امروز همچنین از آرتساخ خواسته شده است که به روسیه مأموریت یک حافظ صلح بین المللی داده شود تا به او فرصت داده شود تا تعداد بیشتری داشته باشد. این برای ما غیرقابل قبول است و به نظر می رسد در مورد تجارت صحبت می کند: “شما برای ما واسطه شوید، ما بهتر از شما محافظت خواهیم کرد”. در جایی می توان گفت که مانند سیاه نمایی است. به عبارت دیگر می توان گفت ارمنستان و آرتساخ تحت اشغال و فشار روسیه هستند. این یک مدرک غیرمستقیم است که بله، آنها سعی دارند از طریق ما قواعد بازی خودشان را در دنیا ایجاد کنند تا موقعیت خود را در منطقه تقویت کنند.

جامعه جهانی نشان می دهد که به آن بازی نمی رود، چنین رویکردی برایش غیرقابل قبول است. می گویند چنین زبانی با ما قابل صحبت نیست. دوم اینکه ارمنستان و آرتساخ در شرایط بسیار سختی قرار دارند. در واقع، شما مسیر کشورهایی را دنبال می‌کنید که مبتکر یا حامی تروریسم برای اکثر کشورهایی هستند که در شورای امنیت سازمان ملل حضور دارند. بنابراین جایگاه ما در عرصه بین المللی به میزان قابل توجهی تضعیف شده است. ما باید هر چه زودتر موضع خود را تغییر دهیم، تلاش کنیم مکانیسم حفظ صلح ایجاد شده توسط روسیه را موضوع بحث قرار دهیم. می گویند ما سلاح کم داریم، قدرت کم داریم، نمی توانیم امنیت را تامین کنیم. اما همین کشور یک میانجی بود، چه چیزی مانع از همکاری با بازیگران بین‌المللی شد و یا مانع از آن شد که در سال 2020 به جای بیرون راندن گروه مینسک از روند و تمرکز بر ترکیه، آذربایجان و موضوع را به سطح بازیگران بین‌المللی برساند. ارمنستان.

قطعنامه پارلمان اروپا همچنین این سوال را در مورد استقرار نیروهای حافظ صلح بین المللی در آرتساخ مطرح می کند، چه فرصت هایی در این زمینه می بینید؟

این احتمال در سند بوداپست که من ذکر کردم مطرح شده بود، این موضوع در مذاکرات مورد بحث قرار گرفت. بحث اصلی این بود که طرف های ارمنی نمی خواستند نیروهای حافظ صلح ترکیه حضور داشته باشند که آذربایجان در کنار آنها بود. یک مکانیسم بین المللی برای آن وجود داشت. اما در جریان مذاکرات، ابتدا قالب سه جانبه از بین رفت، دوجانبه شد و ثانیاً آن ایده فراموش شد. در مذاکرات به تدریج تمام مسائل مربوط به حفظ صلح از بین رفت. فرآیند مذاکره با مکانیسم دستکاری کثیف زیر ارزیابی شد: برای واگذاری یا عدم واگذاری، رهبران به زمین‌داران و غیر مالکان تقسیم شدند. در حالی که بحث امنیت و شمال آرتساخ مطرح بود، بحث آوارگان آذربایجان و شمال آرتساخ مطرح بود. همه آن سوالات کنار گذاشته شد.

چرا از سال 94 صحبت می کنم در اروپا قانون یک ارزش عالی است. اگر آن سند به تصویب رسید، اگر 52 کشور عضو سازمان امنیت و همکاری اروپا به آن رای دادند، قدرت خود را از دست نداده است. در انگلستان قوانینی وجود دارد که در قرن سیزدهم تصویب شده است که مقدس نگه داشته می شوند. تصمیماتی که در قرن هفدهم تا هجدهم در اروپا گرفته شد، امروزه نیز معتبر و معتبر هستند. و ما می گوییم: رای داوری ویلسون در آغاز قرن بیستم صادر شد، چه کسی آن را می پذیرد؟ خیر، اگر آن تصمیم وجود داشته باشد، صحیح است. معاهدات مسکو و قارص اسناد غیرقانونی هستند، اما آنچه که در سال 1920 در مورد قره باغ مورد قبول آمریکا و فرانسه قرار گرفت، اسنادی با قدرت بین المللی است که به تأیید دادگاه های بین المللی رسیده است. ما باید توسط آنها هدایت شویم. در مورد امکان استقرار نیروهای حافظ صلح بین المللی، البته، این امکان وجود دارد. تصور کنید، روسیه یک مأموریت حفظ صلح بین‌المللی دریافت می‌کند، اما تحت آن دستور بین‌المللی، می‌تواند دوباره کریدور را ببندد و باز کند. بالاخره وقتی اتحاد جماهیر شوروی توسط دنیا به رسمیت شناخته شد، به عضویت سازمان ملل درآمد، دموکراتیک تر از این نشد. یا روسیه مأموریتی برای حمله به اوکراین ندارد، بر سر اوکراین در قالب مینسک مذاکره می کند، اما این مانع از بمباران شهرک های صلح آمیز نمی شود. باید نیروهای بین المللی وجود داشته باشند و تاکید می کنم که می توان یک نظم جدید بین المللی و جهانی در آرتساخ ایجاد کرد. مسئله تنها بستن یا نبستن کریدور لاچین نیست، بلکه ساختارهای بین المللی باید بتوانند نحوه حفظ توافقات طرفین را بررسی و کنترل کنند.

سند 9 نوامبر نه برای جهان صلح به ارمغان می آورد و نه برای منطقه. چیزی شبیه همان قرارداد ترک و بلشویک است، نمی توان اجازه داد که ریشه دوانده باشد. نباید این توهم را داشت که ارامنه در آن شرایط حتی یک ثانیه در آرامش زندگی خواهند کرد. وضعیت امروز و دهه 20 قرن گذشته را در نظر بگیرید، همین است و ما باید بر این امر فائق آییم. من نمی خواهم تاریخ ما دوباره تکرار شود، بسیاری می گویند اتحاد جماهیر شوروی جدید. من به شما یادآوری می کنم که پس از دهه 1920، جنگ های داخلی و قتل عام چند سال، سپس جنگ جهانی، سرکوب علیه روشنفکران ارمنی، چقدر سرکوب شد. آیا این چیزیه که می خواهید؟ امکانات موجود است، مکانیسم های بین المللی وجود دارد، سازمان ملل بارها به این رویکرد رسیده است که باید با استفاده از مکانیسم های بین المللی مشکل را حل کرد. اما ما می دانیم که چه کسی در این راه ایستاده است، اولین نفر لاوروف است. و در واقع، لاوروف به قدری درگیر دروغ هایش است که حتی نمی تواند موقع صحبت از محاصره، موضع خود را روان بیان کند. این نشان می دهد که بله، او یکی از نویسندگان است، شکست خورده است و نمی تواند از زیر آن بیرون بیاید.





Source link