دانه های انار: وقتی برزیل با ارمنستان رقصید

- Advertisement -spot_imgspot_img
- Advertisement -spot_imgspot_img


Shakeh Major Tchilingirian از طریق چهار کارگاه آموزشی در سراسر برزیل، رقص ارمنی را به عنوان زبان زنده حافظه، هویت و تعلق معرفی کرد.

توسط HÉLYDA DI OLIVEIRA

به مدت 31 روز، هزاران کیلومتر مسافتی که برزیل و ارمنستان را از هم جدا می کرد، بسیار کوتاه تر به نظر می رسید.

پس از دو سال انتظار، Shakeh Major Tchilingirian، هنرمند مجری ارمنی-بریتانیایی، در چهار منطقه برزیل – مرکز-غرب، شمال شرق، جنوب شرق و جنوب- سفر کرد و کارگاه‌های پیشرو که رقص، موسیقی، تاریخ و حافظه اجدادی ارمنی را گرد هم آورد.

شاکه یک هنرمند رقص و طراح رقص ساکن لندن، به خاطر تفسیرهای معنوی و بیانی خود از رقص محلی و مقدس ارمنی شناخته شده است. کارگاه های برزیلی او که با موضوع “دانه های انار-ما صداها هستیم” برگزار شد، چیزی فراتر از مراحل یادگیری بود. آنها از شرکت کنندگان دعوت کردند تا رقص را به عنوان زبانی تجربه کنند که از طریق آن حافظه منتقل می شود، هویت بیان می شود و تعلق ایجاد می شود.

هر کارگاه با دایره یا گوند. هیچ کس در جلو یا عقب نمی ایستد. همه می توانند یکدیگر را ببینند و از یکدیگر حمایت کنند. شاکه دایره را به عنوان یک جام توصیف کرد – ظرفی که تجربیات کسانی را که در آن جمع شده بودند در خود نگه می دارد و تغییر می دهد.

شرکت کنندگان همچنین با جهش مضاعف مشخصه رقص ارمنی مواجه شدند: پاها محکم به زمین متصل می شوند در حالی که بدن بالا می رود. دایره یک ارتباط افقی بین افراد ایجاد می کند، در حالی که بدن یک محور عمودی بین زمین و آسمان را تشکیل می دهد. جایی که این محورها به هم می رسند، قلب است – نقطه ای که در آن حرکت به بیان تبدیل می شود و سنت موروثی تبدیل به تجربه فعلی می شود.

انار استعاره مرکزی کارگاه ها را ارائه می کرد. نمادی ماندگار ارمنی از زندگی، فراوانی و انعطاف پذیری، حاوی تعداد زیادی دانه های فردی در یک میوه است. هر دانه متمایز است، اما همه به یک کل تعلق دارند.

این تصویر به شدت در برزیل طنین انداز شد، کشوری با تنوع منطقه ای، فرهنگی و قومی چشمگیر. برزیل های زیادی در برزیل وجود دارد، اما یک منطقه برزیلی تر از منطقه دیگر نیست. تفاوت هویت را تضعیف نمی کند. به ایجاد آن کمک می کند.

کارگاه ها بینش مشابهی را در مورد تجربه ارمنستان ارائه کردند. برای مردمی که با مهاجرت و جابجایی شکل گرفته اند، هویت نمی تواند کاملاً به قلمرو وابسته باشد. ایمان، زبان، خانواده، اجتماع، موسیقی و رقص، ارامنه را قادر ساخته است که در نسل‌ها و قاره‌ها در ارتباط باقی بمانند.

شرکت کنندگان رقص هایی از جمله حنانر، آپارانی گووند و کمیتاسی شورور. واژگان جنبش ارمنی با بسیاری از سنت‌های برزیلی متفاوت بود: گام‌ها اغلب کوچک‌تر، ژست‌ها محدودتر و – برای سرگرمی همه – باسن‌ها به میزان قابل توجهی کمتر فعال بودند.

با این حال شاکه علاقه ای به آموزش مراحل به تنهایی نداشت. هر جنبش یک داستان فرهنگی بزرگتر را باز کرد که شامل زندگی روستایی، آیین، معنویت، چشم انداز، جابجایی و پیوندهای بین نسل ها بود. ارمنستان دیگر به سادگی یک کشور دور در نقشه نبود. به طور فیزیکی از طریق موسیقی، داستان ها و تجربه دست در دست هم مواجه شد.

یک رقص این مضامین را با شدت خاصی در کنار هم قرار داد. گارودرقص خود شاکه در هر چهار منطقه اجرا شد. کلمه ارمنی اشتیاق عمیق به کسی، جایی یا چیزی گرامی اما غایب را می رساند.

رقص به آرامی شروع می شود، انگار چیزی نیمه فراموش شده اما هنوز شناخته شده را دنبال می کند. حرکات به سمت کسانی که قبلا آمده بودند نگاه می کنند، در حالی که بازوها با احترام به سمت زمین دراز می شوند. سرانجام، گام‌های انگور، فرد را به جمع می‌پیوندد و اشتیاق شخصی را به تجربه مشترک تبدیل می‌کند.

اگرچه ریشه در تاریخ ارمنستان دارد، گارود با همه صحبت کرد همه ما می دانیم دلتنگی برای یک شخص یا مکان، به ارث بردن داستان هایی از نسل های قبلی و جستجوی جایی برای تعلق به چه معناست. این رقص نشان داد که خانه نباید همیشه مکانی باشد که بتوانیم از نظر فیزیکی به آن برسیم. گاهی اوقات بازگشت به خانه در روح اتفاق می افتد.

مبادله در هر دو جهت حرکت کرد. در حالی که برزیلی‌ها ارمنستان را از طریق شاکه کشف کردند، او با مناظر، لهجه‌ها، غذاها، ریتم‌ها و آداب و رسوم در حال تغییر برزیل مواجه شد و آغوش گرم برزیلی‌های بی‌شماری دریافت کرد.

در پایان سفر، نامیدن این تجربه به سادگی “چهار کارگاه رقص ارمنی” ناکافی به نظر می رسید. صحبت، پرسش، خنده، اشک، دوستی و لحظاتی سکوت محبت آمیز بود.

یک ماه برزیل کمی ارمنی تر شد. ما آواز خواندیم حنانر، رقصید آپارانی گووند و کمیتاسی شورور، و حسرت را تجربه کرد گارود. و شکه، مطمئنم، کمی برزیلی شد.

مثل دانه های انار با حامل تاریخ ها و خاطرات مختلف وارد دایره شدیم. از طریق حرکت، صداهای فردی ما بدون از دست دادن متمایز بودن، بخشی از چیزی بزرگتر شد.

پس از دو سال انتظار، برزیل و ارمنستان نقاط مشترکی پیدا کردند – نه با شبیه شدن بیشتر، بلکه با تشخیص چیزی از خودشان در یکدیگر. گاهی اوقات، تنها چیزی که برای شروع لازم است این است که در یک دایره بایستید، دست به دست هم دهید و برقصید.

دکتر هلیدا دی اولیویرا مدیر کل Unipaz Goiás در برزیل است، مدرسه ای که به آموزش صلح و مراقبت جامع اختصاص دارد. او دارای مدرک دکترا و مدرک کارشناسی ارشد در مطالعات دینی از دانشگاه پاپی کاتولیک گویاس و تکمیل تحقیقات پسا دکتری در دانشگاه رامون لول در بارسلون است.





Source link

- Advertisement -spot_imgspot_img
Latest news
- Advertisement -spot_img
Related news
- Advertisement -spot_img

LEAVE A REPLY

Please enter your comment!
Please enter your name here