یک ضرب المثل قدیمی ارمنی وجود دارد:
«اگر میخ داری سرت را خار کن.»
این به معنای چیزی بسیار ساده است: از آنچه دارید استفاده کنید و از خود مراقبت کنید. همیشه منتظر کسی نباشید که به شما کمک کند.
برای ارمنستان، این ضرب المثل باید بیش از یک ضرب المثل باشد. باید درسی شود که چگونه به آینده کشور فکر می کنیم.
بیش از یک قرن است که ارامنه تاریخ دردناک خود را مطالعه کرده اند. آنها قتل عام 1894-1896 در زمان رژیم حمیدیان در امپراتوری عثمانی را به یاد می آورند. دولت امپراتوری روسیه مدارس ارامنه را در سالهای 1885 و 1896 تعطیل کرد و هنگامی که به آنها اجازه بازگشایی داده شد، دولت تدریس تاریخ و جغرافیای ارمنستان را ممنوع کرده بود. سیاستی که بعداً به نام «ارمنستان بدون ارامنه» لوبانوف روستوفسکی شناخته شد، جنگ آرمنو-تاتار 1905-1906 زمانی که مقامات روسی آذربایجانی ها را برای حمله به ارامنه تحریک کردند، قتل عام آدانا در سال 1909 و نسل کشی ارامنه در ترکیه عثمانی در سال 1915؛ و اخیراً، اخراج ارامنه-ارامنه در سال 2023 توسط ناخوشایند ارمنی ها. آذربایجان.
همه ملت می دانند چه اتفاقی افتاده است. اما دانستن تاریخ کافی نیست.
ما باید از آن درس بگیریم.
با وجود استقلال از اتحاد جماهیر شوروی در 21 سپتامبر 1991، ارمنستان همچنان برای امنیت خود به شدت به روسیه وابسته بود. امروز ما یک درس سخت آموختیم: هیچ کشوری نمی تواند برای بقای خود کاملاً به کشور دیگری وابسته باشد.
این بدان معنا نیست که ارمنستان باید علیه روسیه، ترکیه، آذربایجان یا هر کشور دیگری باشد. ما باید با همسایگان خود زندگی کنیم. ما باید در صورت امکان به دنبال صلح، همکاری، تجارت و روابط خوب باشیم.
اما باید واقع بین باشیم.
دوستی خوبه اتحادها مفید هستند. اما اعتماد به نفس ضروری است.
اینجاست که باید اختلافات سیاسی ما را درست فهمید.
در یک دموکراسی، مخالفت دولت و مخالفان سالم است. آنها باید در مورد چگونگی بهبود آموزش، اقتصاد، مراقبت های بهداشتی، شغل، استانداردهای زندگی و بسیاری موارد دیگر بحث کنند.
آنها باید مخالفت کنند.
اما آنها نباید در مورد نیاز و استراتژی ارمنستان برای بقا و قوی تر شدن اختلاف نظر داشته باشند.
به مسیحیت فکر کنید.
کاتولیک های رومی، ارتدوکس شرقی، پروتستان و بسیاری از سنت های مسیحی دیگر وجود دارند. آنها در کلیساها، سنت ها و اعمال خود تفاوت هایی دارند.
اما یک باور اصلی وجود دارد که مسیحیت را مسیحیت می کند: عیسی مسیح در ایمان مرکزی است و مسیحیان به رستاخیز او معتقدند.
بدون آن پایه، تفاوتهای بین کلیساها دیگر اهمیتی ندارد زیرا هدف اصلی از بین رفته است.
ارمنستان در زندگی ملی خود به همین نوع بنیاد مشترک نیاز دارد.
احزاب سیاسی ما ممکن است در مورد چگونگی ساخت ارمنستان بهتر اختلاف نظر داشته باشند.
اما آنها باید در مورد هدف نهایی توافق کنند: ارمنستان امن، مستقل و متکی به خود.
این بدان معناست که قدرت خود را در خانه تقویت کنند.
بزرگترین منبع مردم ما هستند. ما به آموزش بهتر، دانشگاه های قوی تر، علم، فناوری، مهندسی، امنیت سایبری، هوش مصنوعی، تولید پیشرفته، امنیت انرژی و سیستم دفاعی مدرن نیاز داریم.
ما نمی توانیم بزرگترین کشور منطقه باشیم. اما ما میتوانیم به یکی از باهوشترین، تحصیلکردهترین، توانمندترین و انعطافپذیرترین افراد تبدیل شویم.
این خود اتکایی است.
ما نباید نسل آینده را صرف این سؤال کنیم:
“چه کسی از ما محافظت خواهد کرد؟”
باید بپرسیم:
“چه کاری باید انجام دهیم تا بتوانیم از خود محافظت کنیم؟”
همسایگان ما ممکن است روابط دوستانه داشته باشند. ممکن است شریک باشند. آنها ممکن است گاهی با ما مخالفت کنند و دشمن ما شوند. این سیاست بین المللی است.
اما ارمنستان هرگز نباید درس تاریخ خود را فراموش کند:
ما نمی توانیم تصمیم کشورهای دیگر را کنترل کنیم. ما می توانیم میزان آمادگی خود را کنترل کنیم.
ضرب المثل ارمنی خیلی وقت پیش جواب ما را داد.
اگر ناخن دارید، سر خود را بخراشید.
ما ناخن ها را داریم.
حال باید نحوه استفاده از آنها را یاد بگیریم.
KM گرگ سرکیسیان موسس و رئیس موسسه زوریان است.
نظرات بیان شده در این مقاله صرفاً دیدگاه نویسنده است و بیانگر موضع رسمی موسسه زوریان نیست.






